تطبیق نشانه‌های ظهور

در این وبلاگ، نظرات یک دانشجو نوشته می‌شود، و شاید قابل اعتنای جدی نباشد
 

دوستی به نام، علی، که به این وبلاگ سری زده، کامنتی گذاشته که بخشی از اون به صورت زیره:

دوست عزیز در هیچ کجا نیامده سید خراسانی رهبر ایران است. در مورد او آمده که جوان است و روی دست راستش خال است نه خلل. در برخی روایات او را به سمرقند نسبت داده اند. دوم اینکه در کتب قدیمی (چاپ قبل از انقلاب ایران) حدیث معتبری در مورد اینکه حکومتی به امام زمان کمک می کند وجود ندارد. سید خراسانی به عنوان رهبر قیام و نه رهبر حکومت در ری با حسنی گیلانی متحد می شوند. شورش حسنی گیلانی و وقایع پیش از آن (همچون شروسی)  نشان می دهد در آن زمان حکومت قدرتمندی در ایران وجود ندارد.  ... .

چون جواب طولانی شد، در اینجا پاسخ دادم:

سلام

 من خودم حدیث شناس نیستم بنابراین سعی کردم از احادیث معتبر که از ائمه ی شیعه مکرر نقل شده باشند استفاده کنم


روش کلی من اینه که خودم رو با روایت مبهم و موردی گیج نمی کنم، و فقط به روایاتی توجه می کنم که متواتراً نقل شده باشند و از منابع معتبر شیعه.

من اعتماد کرده ام به کتاب های آقای شیخ علی الکورانی، که یک عرب لبنانیه و از اول انقلاب ساکن قم شده و داره در موضوع مهدویت تحقیق می کنه و کتاب هایی مانند عصر ظهور رو نوشته.

من باز هم به کتاب المعجم ایشون مراجعه کردم

با توجه به اعتمادی که به فهم آقای کورانی دارم برخی مطالب رو از کتاب ایشون نقل می کنم:

در فصل 23 از کتاب، ذیل عنوان "الإیرانیون أول ثلاث فئات ممهدة للمهدی"
میگه:
"تتفق مصادر الحدیث کافة على ظهور حرکة تمهد للمهدی من أهل المشرق، أصحاب الرایات السود، وأنهم أبکر الممهدین لدولته الموطئین لسلطانه"

ترجمه:
ایرانیان اولین از سه گروهی هستند که زمینه ساز مهدی اند
منابع حدیثی اتفاق نظر دارند که گروهی از اهل مشرق، صاحبان پرچم های سیاه، برای مهدی زمینه سازی می کنند و این گروه اولین زمینه سازان حکومت مهدی هستند.

باز در جای دیگه ای پس از آوردن روایات شیعه و سنی میگه:
"المتواتر عند الفریقین أن المهدی یظهر من مکة ، ولا بد أن یکون المقصود بظهوره من المشرق أن بدایة أمره من المشرق على ید أصحابه الممهدین الخراسانیین "

ترجمه: در نزد دو مذهب شیعه و سنی، به طور متواتر نقل شده است که مهدی در مکه ظهور می کنه و منظور از ظهور او در مشرق، این است که شروع کار او از مشرق خواهد بود به دست یاران زمینه ساز خراسانیِ او


در جای دیگه ای پس از ذکر احادیث بسیار، میگه:
"والذی یخص موضوعنا دور الفرس فی عصر الظهور وحرکة الإمام المهدی  ، وقد وردت فیه أحادیث فی مصادر الطرفین بتسعة عناوین: قوم سلمان . أهل المشرق . أهل خراسان . أصحاب الرایات السود . الفرس . أهل قم . أهل الطالقان . والمقصود فیها جمیعاً الإیرانیون ، إلا بقرینة ."

ترجمه:در موضوع نقش فارس ها در عصر ظهور، در منابع شیعه و سنی با نه عنوان از فارس ها یاد شده است: قوم سلمان، اهل مشرق، اهل خراسان، صاحبان پرچم های سیاه، فارس ها، اهل قم، اهل طالقان، و منظور از همه ی این اصطلاحات، ایرانیان هستند، مگر با قرینه ای مشخص باشد که چنین نیست.

باز در همان فصل 23، به عنوان و شرح زیر بر می خوریم:

"الخراسانی قائد إیران وشعیب قائد جیشها
   ذکرت الأحادیث أن هاتین الشخصیتین یشارکان فی حرکة ظهور الإمام المهدی . ... یدخلون العراق لتسلیمه رایة بلادهم ویبایعونه ، والظاهر أن ذلک یکون بعد دخول الإمام الى العراق:(تنزل الرایات السود التی تخرج من خراسان إلى الکوفة ، فإذا ظهر المهدی بعثت إلیه بالبیعة). "

ترجمه: خراسانی رهبر ایران است و شعیب، فرمانده ارتش اوست
در روایات گفته شده که این دو نفر در حرکت ظهور امام مهدی نقش دارند. ... وارد عراق می شوند تا پرچم سرزمین شان را تسلیم امام کنند و با او بیعت کنند. ظاهراً این امر، بعد از ورود امام به عراق خواهد بود چرا که در روایت آمد: "پرچم های سیاه خراسان در کوفه فرود می آید، و چون مهدی ظهور کرد، به او پیام بیعت می فرستند"

بنابراین بیشتر احادیث شیعه و سنی، از خراسانی با همان نام خراسانی یاد کرده اند و سمرقند چندان ذکری ازش نیست. بنابراین با اعتماد به احادیث متعدد شیعی باید همون خراسانی رو قبول کنیم.

حال که مشخص شد، سید خراسانی، یک رهبره، در اینجا این سوال پیش میاد که شما واقعاً منتظر چه حادثه ای از سمرقند هستید؟!!! سمرقند امروز یکی از شهرهای ازبکستانه، به علت سیاست های شوروی سابق و ادامه ی اون در زمان ما، اکثر مردم این سرزمین ها اعم از سنی (آسیای میانه شامل سمرقند) و شیعه (مثلاً آذربایجان) تا حدی زیادی هویت دینی خودشون رو از دست دادن، آیا شما از چنین محیطی انتظار دارید کسی بیاد که یک حرکت اجتماعی ایجاد کنه و بره جلوی شیعه کشیِ سفیانی رو در عراق بگیره؟!!! حالا یه نفر پیدا بشه یه چیزی، اما خراسانی قراره رهبر باشه،

ضمناً قبل از انقلاب بودنِ یک مطلب دلیل اعتبارش نیست. کاری که امروز با یک کلیک میشه انجام داد، قبلاً با روزها جستجو در کتاب ها نمی شد انجام داد.

 

من در مطلب فوق، از آوردن تک تک روایات خودداری کردم، به جهت کثرت آنها در منابع شیعه و سنی، ولی لینک آن فصل از کتاب در ابتدای متن موجود است برای مراجعه و بررسی